ای وای از این، ای وای از این از دست دادن ها
ای مـرگ از جـان رفیقانـم چــه می خواهـی..؟
* روزهای بی قرار - حسین غیاثی _ با صدای علیرضا قربانی بشنوید
* ما سرزمینی دور و تنها در غباریم/ما چیزی به غیر از غم به غیر از هم نداریم
روزی یک نفر [آشنا/غریبه] کتابی از کتاب هایمان را از یک کتابخانه ی خاک خورده و سوت و کور بیرون می کشد، آن را ورق می زند و با بهت و حیرت به همراهش می گوید:" نگاه کن! چاپ ۱۴۰۲!!! عتیقه ایست برای خودش.." مثل تمام آن کتاب هایی که از کتابخانه های قدیمی [آشنا/غریبه] بیرون کشیدیم و با بهت و حیرت به همراهمان گفتیم:" نگاه کن.. عتیقه ایست برای خودش!" آن جاست که فراموشی گریبان گیر ما هم شده است. دیگر شاهد خانه های جدیدی که در زمین های خالی، به یکباره، ساخته شده بودند نخواهیم بود. زمین هایی که رویشان قدم برداشته ایم دیگر رد پاهایمان را روی خودشان نخواهند داشت و عکس چاپ شده ای نخواهیم داشت تا پشت آن ناممان حک شود بلکه بیننده ای با ما آشنا شود. ما سری ای از تصاویر مجازی خواهیم بود. بی هیچ اثری. چند نسلی از ما خواهد گذشت و جهان بیاد نخواهد آورد مایی وجود داشته است. کتاب هایم را از کتابخانه ام بیرون می کشم. چاپ چند سال اخیرند. کتاب هایی که روزی برای خودشان عتیقه ای خواهند بود./
* ۰۲.۰۲.۰۲ ؟